سفارش تبلیغ
صبا ویژن

السلام علیک یا فاطمة الزهراء سلام الله علیها

تفسیر آیات 153 و 154 سوره بقره ...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهرا سلام الله علیها

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

تفسیر آیات 153 و 154 سوره بقره

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ ?153? وَلا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لا تَشْعُرُونَ ?154?

ترجمه

153 ـ اى افرادى که ایمان آورده اید! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگیرید! (زیرا) خداوند با صابران است. 154 ـ و به آنها که در راه خدا کشته مى شوند، مرده مگوئید! بلکه آنان زنده اند، ولى شما نمى فهمید!

شان نزول

بعضى از مفسران از «ابن عباس» در شأن نزول دومین آیه مورد بحث چنین نقل کرده اند که: این آیه درباره کشته شدگانِ میدانِ جنگِ «بدر» نازل گردید، آنها چهارده تن بودند، شش نفر از مهاجران، و هشت نفر از انصار، بعد از پایان جنگ عده اى تعبیر مى کردند: فلان کس مرد، آیه فوق نازل شد و با صراحت آنها را از اطلاق کلمه «میت» بر شهیدان نهى کرد.

تفسیر

از آنجا که در آیات گذشته سخن از تعلیم و تربیت و ذکر و شکر بود، و با توجه به معنى بسیار وسیعى که این مفاهیم دارند، و غالب دستورات دینى را در بر مى گیرند در اولین آیه مورد بحث، سخن از صبر و پایدارى به میان مى آورد، که بدون آن، مفاهیم گذشته هرگز تحقق نخواهد یافت. نخست مى فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید از صبر و نماز کمک بگیرید» (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ). و با این دو نیرو (استقامت و توجه به خدا) به جنگ مشکلات و حوادث سخت بروید که پیروزى از آن شما است; «زیرا خداوند با صابران است» (إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ). به عکس آنچه بعضى تصور مى کنند، «صبر» هرگز به معنى تحمل بدبختى ها و تن دادن به ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست، بلکه صبر و شکیبائى به معنى پایدارى و استقامت در برابر هر مشکل و هر حادثه است. لذا بسیارى از علماى اخلاق براى «صبر» سه شاخه ذکر کرده اند: صبر بر اطاعت، یعنى مقاومت در برابر مشکلاتى که در راه طاعت وجود دارد. صبر بر معصیت، یعنى ایستادگى در برابر انگیزه هاى گناه و شهوات سرکش و طغیانگر. و صبر بر مصیبت، یعنى پایدارى در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگى و شکست روحى و ترک جزع و فزع. کمتر موضوعى را مى توان در قرآن یافت که مانند «صبر» تکرار و مورد تأکید قرار گرفته باشد، در قرآن مجید حدود هفتاد مورد از «صبر»، سخن به میان آمده که بیش از ده مورد از آن به شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) اختصاص دارد. تاریخ مردان بزرگ گواهى مى دهد: یکى از عوامل مهم یا مهم ترین عامل پیروزى آنان استقامت و شکیبائى بوده است، افرادى که از این صفت بى بهره اند در گرفتارى ها بسیار زود از پا در مى آیند و مى توان گفت: نقشى را که این عامل در پیشرفت افراد و جامعه ها ایفا مى کند، نه فراهم بودن امکانات دارد و نه استعداد و هوش و مانند آن . به همین دلیل در قرآن مجید روى این موضوع با مؤکدترین بیان تکیه شده است، آنجا که مى گوید: إِنَّما یُوَفَّى الصّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِساب: «صابران، پاداش خود را بى حساب مى گیرند» و در مورد دیگر بعد از ذکر «صبر در برابر حوادث» مى خوانیم: إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ: «این کار از محکم ترین کارها است» اصولاً ویژگىِ استقامت و پایمردى، این است که: فضائل دیگر بدون آن ارج و بهائى نخواهند داشت، چرا که پشتوانه همه آنها صبر است و لذا در «نهج البلاغه» در کلمات قصار مى خوانیم: وَ عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الإِیمانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ وَ لا خَیْرَ فِی جَسَد لا رَأْسَ مَعَهُ وَ لا فِی إِیمان لا صَبْرَ مَعَهُ: «بر شما باد به صبر و پایدارى که صبر در برابر ایمان همچون سر است در مقابل تن، تن بى سر فایده اى ندارد، همچنین ایمان بدون صبر ناپایدار و بى نتیجه است» در روایات اسلامى عالى ترین صبر را آن دانسته اند که به هنگام فراهم آمدن وسائل عصیان و گناه، انسان مقاومت کند و از لذت گناه چشم بپوشد در آیه مورد بحث، مخصوصاً به مسلمانان انقلابى نخستین، که دشمنان نیرومند، خون خوار و بى رحم از هر سو آنها را احاطه کرده بودند، دستور داده شده است: در برابر حوادث مختلف از قدرت صبر و پایمردى کمک بگیرند، که نتیجه آن استقلال شخصیت، و اتکاء به خویشتن و خود یارى در پناه ایمان به خدا است و تاریخ اسلام این حقیقت را به خوبى نشان مى دهد که همین اصل اساسى پایه اصلى همه پیروزى ها بود. موضوع دیگرى که در آیه بالا به عنوان یک تکیه گاه مهم در کنار صبر، معرفى شده صلوة «نماز» است، لذا در احادیث اسلامى مى خوانیم: کانَ عَلِىٌّ (علیه السلام) إِذْا هالَهُ شَىْءٌ فَزِعَ إِلَى الصَّلوةِ ثُمَّ تَلا هذِهِ الآیَةُ وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة...: «هنگامى که على(علیه السلام) با مشکلى روبرو مى شد به نماز برمى خاست و پس از نماز به دنبال حل مشکل مى رفت و این آیه را تلاوت مى فرمود: وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة ...» از این موضوع هرگز نباید تعجب کرد; زیرا هنگامى که انسان در برابر حوادث سخت و مشکلات طاقت فرسا قرار مى گیرد، و نیروى خود را براى مقابله با آنها ناچیز مى بیند، نیاز به تکیه گاهى دارد که از هر جهت نامحدود و بى انتها باشد، نماز او را با چنین مبدئى مربوط مى سازد، و با اتکاء بر او مى تواند با روحى مطمئن و آرام، امواج سهمگین مشکلات را در هم بشکند. بنابراین، آیه فوق در حقیقت به دو اصل توصیه مى کند: یکى اتکاى به خداوند که نماز مظهر آن است و دیگرى مسأله خود یارى و اتکاى به نفس که به عنوان صبر از آن یاد شده است.

دنبال مسأله صبر و پایدارى، در آیه بعد، سخن از حیات جاویدان شهیدان مى گوید که پیوند نزدیکى با استقامت و صبرشان دارد. نخست مى فرماید: «هرگز به آنها که در راه خدا کشته مى شوند و شربت شهادت مى نوشند مرده مگوئید»! (وَ لاتَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی سَبیلِ اللّهِ أَمْواتٌ). سپس براى تأکید بیشتر اضافه مى کند: «بلکه آنها زندگانند، اما شما درک نمى کنید»! (بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لاتَشْعُرُونَ). اصولاً در هر نهضتى گروهى راحت طلب و ترسو خود را کنار مى کشند و علاوه بر این که خودشان کارى انجام نمى دهند، سعى در دلسرد کردن دیگران دارند همین که حادثه ناگوارى رخ مى دهد، اظهار تأسف مى کنند و آن را دلیل بر بى نتیجه بودن آن قیام مى پندارند، غافل از این که هیچ هدف مقدس و گران بهائى بدون دادن قربانى یا قربانى ها به دست نیامده و این یکى از سنن این جهان است. قرآن کریم کراراً از این دسته سخن به میان آورده و آنها را سخت سرزنش مى کند. گروهى از این قماش مردم، در آغاز اسلام بودند که، هر گاه کسى از مسلمانان در میدان جهاد به افتخار شهادت نائل مى آمد مى گفتند: فلانى مرد! و با اظهار تأسف از مردنش، دیگران را مضطرب مى ساختند. خداوند در پاسخ این گفته هاى مسموم پرده از روى یک حقیقت بزرگ بر مى دارد و با صراحت مى گوید: شما حق ندارید کسانى را که در راه خدا جان مى دهند، مرده بخوانید آنها زنده اند، زنده جاویدان، و از روزى هاى معنوى در پیشگاه خدا بهره مى گیرند، با یکدیگر سخن مى گویند، و از سرنوشت پربارشان کاملاً خشنودند. اما شما که در چهار دیوارى محدود عالم ماده محبوس و زندانى هستید این حقایق را نمى توانید درک کنید.

در این که حیات و زندگى شهیدان چگونه است؟ در میان مفسران گفتگو است. بدون شک ظاهر آیه این است که آنها داراى یک نوع حیات برزخى و روحانى هستند; چرا که جسمشان از هم متلاشى شده و به گفته امام صادق(علیه السلام)آن حیات با بدنى است مثالى (بدنى متشکل از غیر ماده معمولى و همگون این بدن ) که تفسیر آن در سوره «مؤمنون» آیه 100 «وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یَوْمِ یُبْعَثُون» خواهد آمد. بعضى از مفسران این زندگى را به عنوان یک «حیات غیبى» و مخصوص به شهداء دانسته گفته اند: ما توضیح بیشترى درباره چگونگى این زندگى و طرز استفاده از آن را در اختیار نداریم. بعضى دیگر حیات را در اینجا به معنى هدایت، و مرگ را به معنى گمراهى دانسته اند، و گفته اند: معنى آیه این است که هر کس کشته شد نگوئید گمراه است، بلکه او هدایت شده است. بعضى دیگر حیات جاوید شهیدان را زنده ماندنِ نامِ آنها و مکتب آنها مى دانند. ولى با توجه به آنچه در اول گفتیم، روشن مى شود: هیچ یک از این احتمالات قابل قبول نیست، نه لزومى دارد که آیه را به معانى مجازى تفسیر کنیم و نه حیات برزخى را مخصوص شهیدان بدانیم، بلکه شهیدان داراى حیات روحانى و برزخى هستند با این امتیاز که در قرب رحمت پروردگارند و متنعم به انواع نعمت هاى او مى باشند.

اسلام با ترسیمى که از مسأله شهادت در آیه فوق و آیات دیگر قرآن کرده است، عامل بسیار مهم تازه اى را در مبارزه حق در برابر باطل وارد میدان ساخته است. عاملى که کاربرد آن از هر سلاحى بیشتر، و تأثیر آن از همه برتر است، عاملى که مى تواند خطرناک ترین و وحشتناک ترین سلاح هاى عصر و زمان ما را در هم بشکند، چنان که در تاریخ انقلاب اسلامى کشور ما ایران با کمال وضوح این حقیقت را با چشم دیدیم که عشق به شهادت على رغم تمام کمبودهاى ظاهرى عامل پیروزى سربازان اسلام در برابر قدرت هاى بزرگ شد و اگر در تاریخ اسلام و حماسه هاى جاویدان جهادهاى اسلامى و شرح ایثارگرى هاى کسانى را که با تمام وجودشان در راه پیشبرد این آئین پاک جانفشانى کردند دقت کنیم مى بینیم یک دلیل مهم همه آن پیروزى ها همین بود که اسلام در تعلیمات خود این درس بزرگ را به آنها آموخته بود که شهادت در راه خدا و در طریق حق و عدالت، به معنى فناء و نابودى و مرگ نیست، بلکه سعادت است و زندگى جاویدان و افتخار ابدى. سربازانى که چنین درسى را در این مکتب بزرگ آموخته اند، هرگز قابل مقایسه با سربازان عادى نیستند، سرباز عادى به حفظ جان خود مى اندیشد، اما آنها براى حفظ مکتب پیکار مى کنند و پروانه وار مى سوزند، قربانى مى شوند و افتخار مى کنند.
ضمناً از این آیه موضوع بقاى روح و زندگى برزخى انسان ها (زندگى پس از مرگ و قبل از رستاخیز) به روشنى اثبات مى شود و پاسخ صریحى است به کسانى که مى گویند: قرآن به مسأله بقاى روح و زندگى برزخى اشاره اى نکرده است

منبع (...):

 https://quran.anhar.ir/text-1559.htm

https://t.me/fazylatha

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم